آریاورزش
هدف این مجله اینترنتی پوشش همه جانبه والیبال ایران و جهان در سطح مردان و بانوان بوده تا بتوانیم به مدد این رشته اخلاق گرا مرزهای فرهنگی را جدای از تعصبات قومی و نژادی چه در سطح ملی و چه جهانی به هم نزدیکتر کنیم.

با حرص که نمی شود بازی را برد!!!

تیم والیبال ایران

مرضیه راد/ به گزارش آریاورزش، امروز در سالن غدیر ارومیه همچون روز گذشته غوغایی به پا بود و تماشاگران برای دیدن بازی تیم ملی آمده بودند و بار دیگر منتظر درخشش بازیکنان محبوب خود بودند. بازی بسیار خوب و همانطور که پیش بینی میشد آغاز گردید و همه چیز با توجه به پیش بینی میل و پیش بینی کارشناسان و والیبال دوستان پیش میرفت و ست اول را ۲۵- ۲۰ از آن خود کردیم.

مشکل از آنجایی شروع شد که کمی نوسان در اوایل ست دوم ظاهر شد که در اواسط ست رفع شد ولی در نیمه سوم بازی کاملا کنترل بازی از دست بازیکنان خارج شد و هاینن مربی باهوش و البته پرحاشیه دست به زیرکی زد و ویدیو چک هایی را گرفت که الحق و والانصاف همه شان درست از آب در امد و میتوان گفت جایگزین چشم شاهین نداشته ی ما در ایران شد و امتیاز های منفی که برای سر داور ژاپنی رقم زد. در پایان ست بچه ها انقدر هیجان زده و احساسی بازی کردند که بار دیگر نه دفاعی دیدیم نه حمایتی، فقط اشفتگی و زیرتوپ زدن به هدف بچه ها. و این شد که ست دوم را ۲۵-۲۱ واگذار کردیم


ست سوم شروع شد و امتیاز اول، دوم ، سوم و خدای من چهار و پنجم به سود لهستان اعلام شد در حالیکه امتیاز مقابل تیم ایران فقط عدد صفر را نشان میداد و بس. ما در این مدت منتظر حرکتی از سرمربی عزیزمان بودیم که ۵-۰ عقب بودیم ،تایمی بگیرد و یا بازیکنی را تعویض کند تا در نهایت وقتی حواسش سر جایش آمد و تایمی گرفت ایرن اولین امتیاز خود را گرفت. ولی اختلاف امتیاز بالا آن هم در ابتدای ست سوم دقیقا ضد حالی برای بچه ها شد که البته نباید اینطور می بود چون این بازیکنان بسیار میدان دیده و البته بسیار پرتجربه هستند.
در حالیکه گاهی اختلاف امتیاز به ۲ هم میرسید ولی نتوانستند که ست را بگیرند. این ست اوج خراب بازی کردن بچه ها بود. جایگیری های اشتباه بچه ها و فضای بسیار زیادی که بین بازیکنان کاملا مشهود بود، از دید مهاجمین لهستانی دور نمی ماند و امتیازاتی که پشت سر هم گرفتند.
دفاع ها و حمایت های ناقص، سردرگمی بچه ها در چگونه وارد کردن توپ به زمین حریف و از همه بدتر ویدیو چک گرفتن های مکرر هاینن که باعث وقفه های زیاد در بازی می شد. اکثر اسپک های بازیکنان یا با دفاع همراه بود یا از آن طرف توپها دریافت می شد و امتیاز به سود انها رقم میخورد و ما در این مدت شاهد هیچگونه تغییری در بازیکنان یا سیستم بازی بازیکنان نبودیم تا بازیکنان نفسی تازه کنند.(چهره ها همگی برافروخته و گاهی قرمز بود) چون هر چه میزدند به در بسته میخوردند خسته و عصبی و شاید بهتر است بگوییم با حرص میخواستند بازی را به نفع خود کنند. هر امتیازی که می گرفتند از شدت خوشحالی یا تخلیه حرص درون، سرخ میشدند و چنان خروشان بودند که نصف انرژی شان اینطور تخلیه میشد ولی باز هم ست سوم را با نتیجه ۲۵-۱۸ و با عصبانیت بالا واگذار کردیم.


در ست چهارم تغییر سیستم باعث شد چرخش ها به نحوه دیگری شروع شود و بازیکنان فضای بیشتری برای عملکرد داشته باشند.امیر غفور فرصت این را پیدا کرد تا آبشارهای خود را بهتر وارد زمین لهستان کند. هنوز نشانه هایی از حرص در چهره بازیکنان بود اما راحت تر بازی را پیش میبردند. بالاخره ما میزبان بودیم ، فشار روی بازیکنان بسیار بالا بود و هیاهوی تماشاگران همه چیز را چند برابر میکرد. از اواخر نیمه اول ست چهارم خیال بچه ها در بازی کردن راحتتر شد چون اختلاف امتیاز لازم را کسب کردند و با انرژی مضاعفی که گرفتند و تفکر و هوشیاری که در تک تک حرکاتشان وارد کردند توانستند ست چهارم را ۲۵-۱۷ و بدون هیچ مشکلی به جز مشکل در داوری پیش ببرند و پیروز این ست باشند.


و اما ست ۵ ست سرنوشت ساز برای هر تیمی، خب ایران بسیار با انگیزه وارد میدان شد و در آن طرف هم هاینن و تیمش چیزی برای از دست دادن نداشتند و انها هم پر قدرت وارد میدان شدند و امتیازات اول را پا به پای هم پیش رفتند تا با سرویس های خوب بچه ها اختلاف امتیاز ایجاد شد و امتیاز ۸ به سود ایران و نوبت به تعویض زمین ها برای تیم ها رسید. بچه ها در این ست چنان کوبنده و پرقدرت و البته هشیار بازی کردند که لهستان حرفی برای گفتن نداشت و ۱۵-۸ و در نهایت ۳-۲ پیروز میدان شد.


وقتی ایران می تواند در ست های پایانی و حساس چنان قدرتمند بازی کند که تیم های مقابل را به چالش بکشاند چرا از همان ابتدا این کار را نمیکند. (البته این را نیز میدانیم که ما باید آدرنالین خونمان بالا رود تا حرکت کنیم و همیشه این مورد در ما اندکی با تاخیر صورت میگیرد) وقتی در نیکمت ذخیره ها بازیکنان جوان و توانمند بسیاری داریم که واقعا میتوانند به تیم کنند جایگاهشان در تیم ملی کجاست؟ برخی بازیکنان حتی برای یک توپ زدن هم به میدان نیامدند و تا به اینجای بازی ها برای مربی نمی تواند نقطه اثر بخش و قوتی باشد چرا که اصلا بازیکن جوان خود را در میدان اصلی محک نزده است. چرا در مربیان اخیری که داشتیم انقدر گرفتن تایم اوت ضعیف بوده و جایگزین کردن بازیکنان ذخیره به جای بازیکنان اصلی به شدت با تاخیر صورت گرفته است. و اما چرا و چرا و چراهایی که در این مدت هیچ گاه پاسخ واضحی نداشته اند…

1 نظر
  1. معراج یارمحمدی می گوید

    به عنوان نظر شخصی و یا کارشناسی محترم هست نظر شما.
    شخصا فکر میکنم سیاست آقای کلاکویچ نتیجه گرایی هست که بنظرم رویکرد خیلی خوبی هست درباره تیم ملی ایران.
    همانطور که میبینید تیم هایی دست به جوانگرایی زدن تو این بازی ها که کلی افتخارات دارند.
    ایران از تیم های بزرگ دنیاست الان ولی هیچ افتخار بین المللی به اونصورت نداره.
    پس باید با کل قوا ظاهر شه تا اول بتونه کسب افتخار کنه و بعد جوانگرایی در مراحل بعد.

    بنده از سیاست کولاکویچ دفاع میکنم.
    شک نکنید سیاست کلاکویچ این هست که کار رو در ارومیه و اردبیل برای صعود ایران یکسره کنه و مطمین باشید در اینصورت تیم ۱۰۰% جوانان ما در هفته ی آخر در بلغارستان حضور پیدا خواهد کرد.
    و سه تا بازی فوق العاده با سه تیم خوب دنیا انجام میدن و کسب تجربه میشه.

نظر بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد