مرضیه راد / بر خلاف آنچه تصور می‌کنیم و آنچه که در دنیای ورزش تراز اول جهان شاهد هستیم که تنها نام چند کشور در عرصه قهرمانی پرآوازه است؛ اما کشور ما از لحاظ استعداد کم از سایر نقاط جهان نیست. استعدادهای جوانی که یا زمینه بروز و ظهور توانمندی‌های خود را پیدا نمی‌کنند٬ یا اگر هم بتوانند خود را ارتقا دهند عمر ورزشی کوتاهی خواهند داشت. چرا که توجهات به سنین پایه و نیروی جوان در این خطه بسیار کمرتگ و ضعیف است.
میلاد حسنلو از آن دسته جوانانی است که به گفته‌ی خودش هیچکسی را به جز خانواده و دلگرمی آنها در کنار خود نداشت و هیچوقت کسی تلاش‌های او را ندید. حتی در شهر زادگاهش ارومیه نیز مورد کم لطفی قرار گرفته و در حقیقت احساس کرده به تیم شهرش تحمیل شده است. او کسی است که منتظر نماند تا فرصت‌ها را به او هدیه کنند. بلکه خودش با تلاش و پشتکار برای خود فرصت ایجاد کرد و اکنون یکی از لژیونرهای ایران در لیگ ترکیه است.
در ابتدا خودتان را معرفی می‌­فرمایید؟
میلاد حسنلو هستم متولد ۲۵/۴/۷۷ در شهر ارومیه.
از چه سنی والیبال را شروع کردید؟
والیبال را از سن ۱۴ سالگی شروع کردم.
نحوه انتخاب اولیه شما برای تیم‌­ها شما به چه صورت بود؟
در طرح استعدادیابی ۱۸۶ نفر را دعوت کرده بودند که جزء ۱۸ نفر نهایی انتخاب شدم. همیشه در تیم­‌های ارومیه پاسور اول و کاپیتان تیم بودم. برای بازی­‌های نوجوانان هم همیشه به تیم ملی کشور دعوت شده‌­ام. بعد از دعوت شدن هم جزء ۳ پاسور می­‌ماندم ولی به عنوان پاسور سوم از تیم خط می­‌خوردم. چه در مرحله آسیایی و چه جهانی. این موضوع خط خوردن در تیم جوانان کشور هم برای من اتفاق افتاد.
پاسورهای هم‌دوره شما چه کسانی بودند؟
پاسورهای اول و دوم هم دوره­‌های من در تیم نوجوانان جواد کریمی و علی رمضانی بودند و در جوانان هم بار دیگر با این بازکنان هم‌دوره شدم.
آیا عنوان فردی هم توانستید کسب کنید؟
بله، من در بازی­‌های امیدهای کشور بین ۶ بازیکن برتر کشور قرار گرفتم. در مسابقات جوانان کشور در بابلسر هم بار دیگر جزء ۶ بازیکن برتر کشور قرار گرفتم.
چگونه به تیم دسته یک کاله پیوستید؟
بعد از بازی‌­های جوانان که در بابلسر برگزار شد، آقای فتاح در آنجا من را به تیم دسته یک بزرگسالان کاله دعوت کرد. یعنی از تیم جوانان برای تیم بزرگسالان کاله انتخاب شدم. یکسال به عنوان بازیکن فیکس در دسته یک کاله بازی کردم و به خاطر بازی‌­های خوبم بار دیگر به اردوی تیم ملی جوانان برای بازی­‌های آسیایی دعوت شدم.
میلاد حسنلو - Milad Hasanlou
میلاد حسنلو – Milad Hasanlou
تیم کاله جوان
شما در اردوی تیم ملی جوانان هم حضور داشتید٬ اما بار دیگر انتخاب نشدید، فکر می­‌کنید چرا؟
بله همینطوره، آقای عطایی سرمربی تیم جوانان ۴ پاسور را برای این بازی­‌ها دعوت کرده بودند که دو بازیکن به عنوان پاسور اصلی برای تیم انتخاب می­‌شدند و دو پاسور دیگر خط می‌­خوردند. از ارومیه در ابتدا ۳ بازیکن دعوت شده بود که بعدا در طول اردو و تمرین­‌ها تعداد بازیکن ارومیه­‌ای تیم به ۶ نفر افزایش پیدا کرد. ما ۶ نفر در اردوی تیم ملی حضور داشتیم٬ من یک اردو با تیم ماندم. دومین اردو که سه نفر از ارومیه بودیم هر سه نفر از اردو خط خوردیم. من در آن اردوها بسیار خوب تمرین کرده و عملکرد خوبی داشتم و این امید را داشتم تا در اردوهای دیگر هم حضور خواهم داشت.
من چون در بزرگسالان کاله فیکس بازی کرده بودم خیلی در پیشرفت و تمرین­‌هایم در اردوی تیم ملی جوانان مؤثر بود و همین باعث شد تا عملکرد خوبی داشته باشم. اما من به همراه آقای میثم صالحی از اردو خط خوردیم. زمانی که من در کاله بازی می­‌کردم آقای میثم صالحی در سبلان اردبیل توپ می‌­زدند.
ولی آقای میثم صالحی در تیم ملی جوانان حضور داشتند؟
بله مجددا از ایشان دعوت شد تا در تیم حضور داشته باشند. آن اتفاق وقتی افتاد که من به ارومیه برگشته بودم و فهمیدم که میثم صالحی بار دیگر برای اردوی تیم ملی جوانان دعوت شده است. یک روز آقای کارگرپیشه به من گفت: میلاد فکر می­‌کنی چطور میثم به تیم ملی جوانان رفت؟ من به آقای عطایی زنگ زدم و گفتم فکر می­‌کنم از میثم درست تست گرفته نشده و ایشان بار دیگر از میثم تست گرفتند و اینطور شد که میثم به عنوان بازیکن ذخیره همراه تیم ملی جوانان به بازی­‌های جهانی رفت.
من در ارومیه که شهر والیبال­‌خیزی است به دنیا آمدم و بزرگ شدم. شغل پدر من آزاد است و هیچ یک از اعضای خانواده من به ورزش و والیبال هیچ ارتباطی ندارند. منظور من از گفتن این حرف این است که من واقعا کسی را نداشتم که مرا به تیمی معرفی کند که برای تست به آنجا بروم و تیم‌­هایی هم که دعوت شدم  همیشه با تلاش و تمرین­‌های خودم بوده که دعوت می­‌شدم. ولی نمی­‌دانم چرا همیشه خط خوردم و هیچوقت فرصت بازی کردن به من داده نشد. من در این چند سال که والیبال بازی می­‌کنم می­‌توانم به جرأت بگویم که پدر و مادرم تنها حامی و پشتیبان من بودند ولاغیر.
شما در رقابت­‌های امیدهای کشور خیلی خوب بازی کردید، اینطور نیست؟
خیلی ممنونم. در مسابقات امید بار دیگر جزء تیم امید آذربایجان غربی شدم و به عنوان کاپیتان برای تیم بازی می­‌کردم. آقای صالحی هم که تازه از بازی­‌های جهانی برگشته بودند هم به تیم امید پیوست و ما برای قهرمانی امیدهای کشور به سوادکوه رفتیم.
در مورد رقابت­‌های دانش‌­آموزان جهان بفرمایید؟
سال ۹۳ قبل از دعوت به تیم ملی جوانان با آقای بنایی­‌کیا برای مسابقات دانش‌­آموزان جهان در صربستان به مسابقات رفتیم که دوم جهان شدیم. بعد از این مسابقات بود که من به تیم دسته یک کاله پیوستم.
در انتخابی مسابقات دانش‌­آموزان هم در ابتدا جزء تیم نشدم و مرا برای تیم انتخاب نکردند. از شانس خوب من در آن زمان یک بازی تدارکاتی گذاشتند که رئیس آموزش و پرورش کل استان در آن بازی مرا دید و گفت این بازیکن واقعا بازیکن خوبی است و من به این تیم واقعا امیدوار شدم، این پاسور باید حتما در این تیم حضور داشته باشد و اینطور شد که برای تیم دانش‌آموزان انتخاب شدم.
میلاد حسنلو - Milad Hasanlou
میلاد حسنلو – Milad Hasanlou
رقابتهای دانش اموزان جهان
زمانی برای قرارداد با تیم گالاتاسرای راهی ترکیه شدید، اما نتوانستید در گالاتاسرای بازی کنید علت چه بود؟
در بازی­‌های دانش‌­آموزی من خیلی خوب بودم. یادم می‌­آید که مقابل تیم ترکیه خیلی خوب بازی کردم. با سرمربی تیم دانش‌­آموزان ترکیه که الان کمک مربی تیم گالاتاسرای ترکیه است آقای اوموت چاکر، آشنا شدم و این آشنایی ما مستدام شد و هر از چندگاهی با هم صحبت­هایی می­‌کردیم. بعد از اینکه از این بازی‌­ها برگشتم به کاله، از طرف ایشان پیامی برای من ارسال شد که ما الان به یک پاسور دوم درگالاتاسرای احتیاج داریم، می­توانی به اینجا بیایی؟! من هم جواب مثبت دادم.
ایشان به من گفته بودند که می‌توانی تابعیت ترک برای خودت بگیری؟ من اینطور متوجه شده بودم که ایشان اقامت ترکیه را از من می‌خواهد.! خلاصه به گالاتاسرای رفتم و دو هفته با آن تیم تمرین کردم و بعد از آن برگه‌­هایی را آوردند مبنی بر اینکه من را به عنوان پاسور دوم انتخاب کردند. پاسور اولشان ۲۸ ساله بود و قد خیلی بلندی هم نداشت و رضایت مسئولان باشگاه را نتوانسته بود جلب کند.
وقتی برای امضای قرارداد حاضر شدم به من گفتند که پاسپورتت را بده. وقتی من پاسپورتم را به آنها دادم گفتند این چیه؟ من هم گفتم پاسپورت. آنهادر جوابم گفتند که ما پاسپورت ترکیه را از تو می­‌خواهیم. تیم ما ۳ بازیکن خارجی دارد و با تو می­‌شود ۴ نفر، که امکانش نیست ۴ بازیکن خارجی داشته باشیم. تو باید تابعیت ترکیه را داشته باشی تا به عنوان بازیکن خارجی محسوب نشوی. چون من بازیکن جوانی بودم و اینکه آنها از بازی من راضی بودند به من گفتند که با توجه به استعدادی که داری به تیم ملی ترکیه هم دعوت خواهی شد. اما با توجه به مسائل و مشکلاتی که به وجود آمد نتوانستم به تیم گالاتاسرای بپیوندم و به ایران برگشتم. وقتی به ایران برگشتم آقای فتاح بار دیگر از من خواست که برای سال دوم هم در تیم کاله بازی کنم و من هم پذیرفتم.
میلاد حسنلو - Milad Hasanlou
میلاد حسنلو – Milad Hasanlou
در تمرینات گالاتاسرای ترکیه
سال گذشته ارومیه در دسته یک تیم داد، می‌توانستید به شهر خودتان برگردید یا خیر؟
نزدیک به شروع لیگ بود که ارومیه در دسته یک کشور هم تیم داد که اتفاقا پارسال هم قهرمان شدند. این تیم ارومیه­‌ای از من دعوت کرد تا برایشان بازی کنم. ولی چون من به آقای فتاح قول داده بودم و با تیم کاله قرار داد بسته بودم نمی‌­توانستم کار غیرحرفه­‌ای بکنم، اینطور شد که از تیم ارومیه‌­ای عذرخواهی کردم و گفتم با اینکه تیم ارومیه شهر خودم است، ولی من در جای دیگری قرارداد دارم و نمی­‌توانم برای شما بازی کنم. با اینکه تیم ارومیه اصرار زیادی داشت ولی من متعهد به قراردادم ماندم و درکاله بازی کردم.
نیم فصل که شد بار دیگر تیم ارومیه با من تماس گرفت و بار دیگر درخواست جذب من را کرد، و من هم گفتم که از تیمم راضی هستم و نمی­‌توانم بیایم و تا آخر فصل برای تیم کاله بازی کردم. فکر می­‌کنم این برخورد من خیلی تیم ارومیه‌­ای را ناراحت کرد.
در ابتدای لیگ امسال شما مدتی با تیم ارومیه­‌ای که تازه به لیگ برتر پیوسته بود تمرین کردید. چرا در ارومیه نماندید؟
برای سوپر لیگ والیبال امسال، تیم ارومیه اسم من را داده بود ولی سرمربی و سرپرست تیم از حضور من در این تیم راضی نبودند، آنها گفتند که ما پارسال او را خواستیم اما حاضر نشد برای تیم ما بازی کند و الان چرا خودش آمده دنبال تیم ما!!
 من سال گذشته با تیم دیگری قرارداد داشتم و نسبت به آن باشگاه متعهد بودم. چرا الان که در شهر خودم تیمی در حال شکل­‌گیری است و من هم قراردادی با تیمی ندارم و از همه مهمتر اسم من را رد کردند نمی­‌توانم برای این تیم بازی کنم.
همه بازیکنان قراردادهای خود را بستند، قرارداد من را از این هفته به هفته بعد موکول می­‌کردند. آنقدر در امضای قرارداد تأخیر انداختند تا اینکه تمرینات تیم شروع شد. من یکماه تمرین کردم. در زمان وزنه زدن طوری صحبت می­‌کردند که من بشنوم. می­‌گفتند:” ما پارسال این بازیکن را خواستیم نیومد ولی امسال دنبال تیم ما اومده”. اینطور صحبت­‌ها بارها انجام می­‌شد و داشتند به در می­‌گفتند که دیوار بشنود. بعد از مدتی احساس کردم که من به این تیم تحمیل شدم و رضایتی در جذب من وجود ندارد٬ و با زور می‌­خواهم در این تیم بازی کنم. از برخورد و صحبت­‌های تکراری برخی افراد بسیار ناراحت شدم. دو روز در خانه ماندم و سر تمرین­‌ها حاضر نشدم. پدرم از من پرسید که چرا تمرین نمی­‌کنی؟ و من موضوع را برای ایشان تعریف کردم.
با صحبت­‌هایی که پدرم با من کرد بار دیگر تصمیم گرفتم در تمرین­ها حاضر شوم. قصد داشتم با باشگاه تماس بگیرم که دیدم سایت اعلام کرده که وحید سید عباسی به تمرین­‌های سوپر لیگ ارومیه پیوست و آنها سریع یک جایگزین به جای من انتخاب کردند.
میلاد حسنلو - Milad Hasanlou
میلاد حسنلو – Milad Hasanlou
در اینصورت شما بدون تیم ماندید؟
خب من دیگر جایی در تیم ارومیه نداشتم. از دسته یک پیشنهاد داشتم، با تیم مهابادی قرارداد بستم که ایرج میکائیل­‌زاده و فرهاد پیروت­‌پور هم در آن تیم حضور داشتند و تیم خوبی را بسته بودند.
بعد از مدتی یک سری اتفاقات افتاد که خیلی برای من شرایط را سخت کرد و من با خودم عهد بستم دیگر تحت هیچ شرایطی دسته یک بازی نکنم. این شد که بیرون ماندم و از نیم­‌فصل خودم به تنهایی تمریناتم را شروع کردم. واقعا دیگه نمی­‌خواستم دسته یک بازی کنم. من دو سال در بهترین تیم دسته یک کشور یعنی کاله بازی کردم، کاله­‌ای که همه چیزش روی یک سیستم خاص استوار است. اینطور در ذهنم آمد که من دو سال در بهترین تیم دسته یک خودم را نشان دادم و نقطه پرتاب من برای رسیدن به لیگ برتر نشد.
من هیچوقت نتوانستم بفهمم من که کاپیتان و بازیکن مربیانی چون آقایان شریفی ، قربانی و رضا رضایی بودم و اینکه در هر دوره‌­ای که بازی می­‌کردم جزء ۶ نفر برتر ایران می­‌شدم. چرا هنوز هم نتوانسته‌ام برای خودم تیمی داشته باشم و هیچ­کس مرا هیچوقت ندید! یا نمی­دانم نخواستند ببینند.

 

در بازی‌های آسیایی سال گذشته که در تبریز برگزار شد با اینکه ۶ بازیکن از ارومیه در این تیم حضور داشتند، اما شما بار دیگر در جمع ملی پوشان نبودید؟
بله، خیلی دوست دارم این مطلب را بازگو کنم که پارسال ۶ بازیکن از ارومیه برای تیم ملی نوجوانان در بازی­‌های آسیایی بازی کردند و سوم بازی­‌ها آسیایی در تبریز شدند. نکته جالب اینجاست که همان ۶ بازیکن ارومیه‌­ای در بازی­‌های قهرمانی کشور که در گیلان برگزار می­‌شد هم به عنوان تیم ارومیه حضور داشتند. همه فکر می­‌کردند که این تیم که ۶ ملی‌پوش دارد و سوم آسیا هم شدند قهرمان ایران می­شود. اما تیم ارومیه  ۳-۰ به تیم قزوین باخت و در مرحله حذفی با ۶ ملی­‌پوش از دور رقابت‌ها حذف شد. این بازیکنان چطور عضو تیم ملی شده بودند که به قزوین باختند. اما هیچ یک از بازیکنان قزوین در تیم ملی حضور نداشتند!!!
دوران بدون تیم داشتن برای شما چگونه گذشت در حالی که شما تازه در ابتدای دوران بازی خود بودید؟
همش با خودم فکر می­‌کردم چرا من نمی­‌توانم تیم داشته باشم. منی که این همه تمرین می‌­کنم، تلاش می­‌کنم. از من پایین­‌ترها الان دارند در سوپرلیگ توپ می­‌زنند. پس جایگاه من کجاست؟ ببینید از فکر و خیال به جایی رسیده بودم که دکتر روانشناسم بهم می­‌گفت:” برو دسته یک مجانی بازی کن فقط برای اینکه از جو بازی­‌ها عقب نمونی”.
چطور به تیم ژئوپارک اسپور آنکارا در لیگ برتر ترکیه پیوستید؟
من در اوج تنهایی و افسردگی بودم، ولی هیچوقت تمریناتم را رها نکردم و آقای علی طایی‌حق در این دوران همراه بودند. در این بین بود که خداوند لطف خودش را شامل حالم کرد. یکی از بازیکنان با من تماس گرفت که الان در چه وضعیتی هستی؟ تیم داری؟ برای کجا بازی می­‌کنی؟ تیم ژئوپارک آنکارا احتیاج به پاسوردوم دارد. امکان رفتن به آنجا را داری؟ و من شرایطم را برایش تعریف کردم.
او ازمن خواست چند تا فیلم از بازی­‌‌‌هایم را برایش بفرستم تا بتواند به آن باشگاه نشان بدهد. ایشان یک منیجر به من معرفی کرد که منیجر با من تماس گرفت. او به من گفت باید ۲ هفته صبر کنی تا نتیجه را به شما اعلام کنم. بعد از دو هفته با من تماس گرفتند که به آنکارا بروم.
تیم ترکیه­‌ای یک تیم سوپر لیگی بود که وقتی من به آنجا رسیدم نیم فصل ترکیه تازه داشت شروع می‌­شد. با توجه به تست­‌هایی که از من گرفته می‌­شد من بازی اول نیم­ فصل را از دست دادم. یک هفته­‌ای تمام تست­‌های لازم را انجام دادم و توانستم در بازی دوم نیم فصل در تیم حاضر شوم و به عنوان پاسور دوم تیم ژئوپارک معرفی شدم.
در بازی دوم به عنوان پاسور دوم به میدان رفتم. پاسور اول تیم ۴ سال در تیم هالک بانک ترکیه بازی کرده او ۳۶ ساله است و خیلی برای او احترام قائل هستند. در همان اولین بازی که به میدان رفتم با اینکه ۲ ست عقب بودیم وقتی سرمربی مرا به جای پاسور یک به بازی فرستاد توانستیم ۲ ست را جبران کنیم. ولی در ست پنجم نتیجه را واگذار کردیم و ۳-۲ بازی را باختیم.
در همان بازی اول، با اینکه باخته بودیم رئیس باشگاه ۱۰۰۰ لیر پاداش برای بازی خوبم به من داد و در گروهی که داشتیم اعلام کرد هر امتیازی که شما می­گرفتید برای من یک پیروزی بود. برای من این رفتار خیلی جای تعجب داشت. ما باخته بودیم و تا حالا چنین برخوردی ندیده بودم.
در بازی دوم هم به عنوان پاسور دوم وارد زمین شدم و بار دیگر بازی را به سختی ما را ۳-۲ بردند. اینطور شد که استارت من زده شد و یواش یواش جایگاهم را در باشگاه پیدا کردم. بازی بعدی ما با تیم آراهاوی است و امیدوارم این بازی را پیروز شویم. درسته که الان تیم ما دوازدهم جدول است ولی خداروشکر مسئولین و مربی تیم آقای یونس شاهین از من راضی هستند.
میلاد حسنلو - Milad Hasanlou
میلاد حسنلو – Milad Hasanlou
هدف بعدی شما کجاست؟
من تمام تلاشم را می­‌کنم تا بتوانم به همین صورت روند پیشرفت و ترقی را طی کنم. من در اینجا خیلی چیزها یاد گرفتم. شاید جالب باشد این مطلب را بگویم٬ به خاطر ۱۲ ثانیه تأخیر به پول ایران ۵۰۰ هزار تومان جریمه شدم. برای اینکه بعد از بازی در سالن دوش نگرفتم و به اتاقم رفتم برای دوش گرفتن، بار دیگر جریمه شدم و تعدادی جریمه‌های دیگر که واقعا از انجام آنها مطلع نبودم. چون نمی‌دانستم که این کارها را باید بکنم و از لزومات یک بازیکن حرفه‌ای است. در اینجا واقعا قانون­مندی و طبق قوانین عمل کردن حرف اول را می­‌زند.
امیدوارم که بعد از ترکیه بتوانم به لیگ‌­های بهتری بروم و از توانایی­‌هایی که در خودم سراغ دارم بهترین استفاده را بکنم.
و سخن پایانی شما
از آقای علی طایی­‌حق که در ارومیه خیلی به من کمک کردند تشکر می­‌کنم. من واقعا کسی هستم که هیچ شخصی را در زندگی والیبالم نداشتم که مرا در ایران برای تیمی معرفی کند.
من کسی بودم که توانستم با تلاش خودم و با باز‌‌‌ی‌­های خوب خودم به تیم‌­های ملی دانش­آموزان، نوجوانان و جوانان دعوت شوم که در آنجا هم حق من ضایع شد.
برای همه جای سوال بود چطور بازیکنی که جزء ۶ نفر برتر امیدهای کشور بوده برای سوپر لیگ تیمی از وی برای بازی دعوت نمی­‌کند. من واقعا خودم به تنهایی تلاش کردم و خداروشکر به اینجایی که الان هستم رسیدم.
از پدر و مادرم که همیشه و در هر زمان حامی من بودند تشکر می­‌کنم.
گاالری تصاویر میلاد حسنلو

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید