آریاورزش
هدف این مجله اینترنتی پوشش همه جانبه والیبال ایران و جهان در سطح مردان و بانوان بوده تا بتوانیم به مدد این رشته اخلاق گرا مرزهای فرهنگی را جدای از تعصبات قومی و نژادی چه در سطح ملی و چه جهانی به هم نزدیکتر کنیم.

آندره زورزی  از خاطرات  گذشته اش میگوید: نمیخواهم بیش از حد باگذشته ام زندگی کنم!

آندره آ زورزی

به گزارش آریاورزش آندره زورزی از خاطرات  گذشته اش میگوید: نمیخواهم بیش از حد باگذشته زندگی کنم.

آندره آ زورزی
آندره آ زورزی

 والیبال مدرن را کمترین کسی است که با نام  آندره زورزی نشناسد. او فقط بازیکن ستاره زمان خودش نبود،

شخصیتی باهوش، خلاق و تاثیر گذار در دنیای والیبال است که کمک شایانی در به روزرسانی والیبال امروزی کرده

است.

او در مصاحبه اش اینطور بیان کرده:  میخواهم حس خوب  زمان بازی ام را برایتان بگویم.متاسفانه بسیاری  از حرفهایی که بین من و هم تیمی هایم رد وبدل میشد را فراموش کردم. اتفاقات ناگوار برای ما کم نیفتاد.امکانات زمان ما با الان زمین تا اسمان متفاوت است. این حرفها را نمیزنم که بخواهم کسی را غمگین یا ناراحت کنم فقط میخواهم بدانید ما در چه شرایطی بودیم و چقدر دنیا و زندگی ها عوض شدند . نسبت به سایر دوستانم جزئیات کمتری را در خاطر دارم که به موقع برایتان میگویم.

 

  • فکر نمیکنم دوره ای به غیر از دوره ی شما  همدلی بین بازیکنان انقدر معنا داشته باشد، برای این نسل این کلمه طور دیگری معنی پیدا کرده، در این راستا بیشتر توضیح میدهید؟

آندره زورزی: اتفاقا چند وقت پیش داشتم با آندره جیانی در این مورد صحبت میکردم که سالهای زیادی در کنار هم  بودیم. آن وقت ها واقعا همه چیز خوب بود، در اتوبوس فیلمی نبود که ببینی یا اینکه در سفر بخواهی به خانواده ات زنگ بزنی. بیشتر اوقات خودمون را با هم تیمی هایمان میگذراندیم و خوب به همین دلیل بیشتر همدیگر را  میشناختیم.

اما  الان وسایلی که حواس ادمها را  از یکدیگر پرت کنند بسیارند و خیلی بازیکنان با هم اختلاط نمیکنند و  سرشان به دنیای مجازی خودشان گرم است و خودشان را برای همه، در همه جای دنیا به اشتراک میگذارند گاهی  بازیکنان کوچکترین شاختی از هم ندارند.

البته باید بگویم این دنیا مرا نیز درگیر خودش کرده  و من هم گاهی برخی از جنبه های کاری و فردی خودم را با

دیگران به اشتراک میگذارم.

 

  •  اصلی ترین وسیله مشترک نسل شما تلویزیون بود، ارتباط تلویزیون و موفقیت چه بوده است؟

رابطه بسیار متعادل، آن موقع که میلان بودم،  بعد از موفقیت های تیم ملی، من و روبرتو ماسکارلی تازه از استکهلم برگشته و در فرودگاه بودیم که راننده تاکسی، پیروزی ما را در مسابقات اروپایی تبریک گفت این اولین بار بود که  فهمیدم مرز هوادارن والیبال بسیار وسیعتر شده است و چه چیز میتوانست عامل این باشد جز تلویزیون.

 

  • شما جزء اولین چهره ها در دنیای والیبال هستید که عکسهایتان همراه با فوتبالیستهای ان زمان بیرون می آمد، اما  بعد از آن عکسهای شما  خیلی کمتر از جیانی در اینترنت یافت میشود،چرا ؟

فکر میکنم مربوط به  پروژه تیم ماکسیکونو  پارما بود که اینکار را میکرد،  و برخی هواداران آن زمانِ تیم پارما این عکسها را در شبکه های اینترنتی آپلود کردند. که انگار بیشتر طرفدار جیانی بوده اند تا من.

آندره آ جیانی
آندره آ جیانی

 

  • چه خاطره ای از سیلویو برلوسکی دارید وقتی به میلان آمد و مدیر باشگاه شد؟

خاطره مردی که عاشق ورزش بود،  او ساعتها خودش را در اتاق حبس میکرد تا فکر کند و برنامه درستی بچیند.

همیشه خودش را خارج از سیاست می دانست  او سالها در حال ساخت امپراطوری خود بود و ما نیز بخشی از این

پروژه بلندپروازانه ی او بودیم.  او بدون شک در ان زمان عاشق میلان بود و میتوانم بگویم بیشترین جایی که حضور

داشت باشگاه میلان بود.

سیلویو برلوسکونی
سیلویو برلوسکونی
  • در آن سال ها بود که با همسرتان جولیا ازدواج کردید، آیا با وجود مسئولیت زیادی که در باشگاه داشتید  توانستید تعادل را بین زندگی وکارتان برقرار کنید؟

میتوانم بگویم بله کاملا، در ان سال ها موفق شدم فضای زندگی شخصی خودم را پیدا کنم و زندگی بسیاز زیبا و

متعادلی را برای خودم و البته خانواده ام بسازم. یادم می اید با ستاره های فوتبال میلان در  آن زمان، رُد گولیت،فرانک

ریکارد و ون باستن بسیار صمیمی بودیم  و گاهی بیرون میرفتیم ولی انها بیشتر در معرض دید عکاسان و روزنامه

نگاران بودند و به سختی میتوانستند از خانه خارج شوند.

رُد گولیت، ون باستن، فرانک ریکارد
رُد گولیت، ون باستن، فرانک ریکارد

 

 

  • روزنامه ها آن زمان انتقاد چندانی از شما نمیکردند، رابطه شما با انها چطور بود؟

رابطه بسیار عالی داشتیم.  من با انها رابطه کاری و شخصی خوبی داشتم. آن زمان روزنامه نگار میدانست کجا باید

دست نگه دارد و متوقف شود. روزنامه نگاری در درجه اول، احترام بین ورزشکار و روزنامه نگار تعریف میشد. ما آن

زمان به دنبال دیده شدن نبودیم و اصلا فکرش را هم نمیکردیم و روزنامه نگارها هم به دنبال گرفتن آتو از بازکنان

نبودند،حتی گاهی میشد در بعضی بازی ها بسیار بد بودم اما هیچ وقت انتقادی که مرا زمین بزند یا ناراحَتَم کنم در

موردم ننوشتند.

اکنون من به عنوان یک روزنامه نگار و خبرنگار ورزشی میدانم بزرگترین چیزی که ورزشکار از آن میترسد این است که

حرفهایی که در حاشیه مصاحبه زده میشود و به نوعی خصوصی اند پررنگتر از صحبتهای زمان مصاحبه شود  و این

باعث میشود اعتماد ورزشکار نسبت به خبرنگار کمتر شده و دیگر نخواهد مصاحبه کند.

آندره آ زورزی خبرنگار
آندره آ زورزی خبرنگار

 

  • المپیک ۱۹۹۶ اتلانتا اخرین حضور شما در المپیک بود.  باخت به هلند در بازی فینال و از دست دادن طلای المپیک برای همیشه چقدر دردناک بود و چقدر طول کشید تا ان را فراموش کنید؟

راستش را بگویم واقعا نیازی به بهبودی و فراموشی آتلانتا نداشتم.  فکر میکنم آنقدر که بازی های بارسلون دردناک

بود آتلانتا برایم اینطور نبود، بله بازی های ۹۲ بارسلونا به نظرم خیلی بدتر بود، چون در اتلانتا بازی های خیلی خوبی

کردیم و تقریبا نتیجه هم گرفتیم ولی در بارسلونا اصلا خوب نبودیم.

 

  • اگر روزی رییس فدراسیون شوید کدام تیم را قدیمی احیا میکنید؟

به طور قطع میگویم پارما، زیرا اولین تجربه بازی من خارج از کشور در این تیم رقم خورد، بسیار سختی کشیدم و لحظات دشوار بسیاری را با این تیم پشت سر گذاشتم. نبرد بین پارما و مودنا همیشه نماد یکی از بهترین بازیهای والیبال خواهد بود. پارما شهر و تیمی بود که درهای جهان را برای من گشود.

 

تیم پارما ایتالیا
تیم پارما ایتالیا
  • بعد از والیبال چیزهای زیادی را تجربه کردید، تئاتر کار کردید تا احساسات خود را بیان کنید و در “افسانه بازیکن بلند پرواز” توانستید بدرخشید و جایزه دریافت کنید؟

خب در اصل من به تئاتر نرفتم تا جایزه ای بگیرم. دوستان زیادی داشتم که سال ها در این رشته فعالیت داشتند و به من کمک کردند تا بتوانم در آن شرایط خودم را بیان کنم. من تمامی خاطرات و احساسات خود در آن سال های  فرامشو نشدنی را ابراز کردم. وقتی داستان زندگی ام در قالب تئاتر به روی صحنه رفت هیچ گاه فکر نمیکردم چنین بازخوردی داشته باشد و مرا بسیار شگفت زده کرد.

 

  • آیا وجه اشتراکی بین  بازیکن والیبال و هنرمند وجود دارد؟

میتوانم بگویم بله  حتما هست. وقتی روی صحنه بودم  حس من دقیقا مثل زمانی بود که در  مسابقات حضور داشتم و تجربه بی نظیری برای من بود. مغز شما در ان لحظه کاملا فعال است اما به شما فرمان نمیدهد  که چکار باید بکنی و در کسری از ثانبه باید گام بعدی را برداری. آنجا خودت هستی و خودت و بی توجه به افرادی که در حال تماشای تو هستند کارت را میکنی دقیقا مثل وقتی که سالن پر از جمعیت و هیاهوست  ولی فقط تو هستی و توپی که زیر دستان توست وشما باید آن را به امتیاز تبدیل کنی، شگفت انگیز است.

 

  • شما یک ورزشکار، یک هنرمند و یک روزنامه نگار بودید. در سن ۵۵ سالگی آیا هنوز کارهایی هستند که دوست داشته باشید  انجام دهید؟

دوست دارم اطلاعاتم رو در همه زمینه ها افزایش دهم. نمیخواهم خیلی در گذشته زندگی کنم. آنچه در زندگی بر من گذشته می پذیرم. میخواهم هنوز فرصت یادگیری در زمینه های مختلف  را برای خودم ایجاد کنم. دوست دارم حس کنجاوی که بعد کنار گذاشتن ورزش در من بیشتر شد را در خود حفظ کنم و جهان و هستی را همانطور که هست ببینم و کمتر تحلیلش کنم، و برنامه هایم را آزادانه تر بنویسم فقط همین. شاید بخواهم کمی بیشتر از زندگی لذت ببرم.

 

 

 

نظر بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

tempobet giris
Tablet Servisi