آریاورزش
هدف این مجله اینترنتی پوشش همه جانبه والیبال ایران و جهان در سطح مردان و بانوان بوده تا بتوانیم به مدد این رشته اخلاق گرا مرزهای فرهنگی را جدای از تعصبات قومی و نژادی چه در سطح ملی و چه جهانی به هم نزدیکتر کنیم.

📝 سپرده‌گذاری کوتاه مدت ملی‌پوشان در بانک سرمایه / تفاوت‌های لیگ ایران با سایر کشورها + عکس

تفاوت‌های لیگ ایران با سایر کشورها + عکس

گزارش تصویری فینال لیگ برتر والیبال ۹۵ / پیکان تهران - بانک سرمایه

تحریریه آریاورزش / به قلم پارسا ذبیح‌اللهی – پردیس آریافر و امین رئوف٬ لیگ برتر امسال را بی شک می‌توان تک قطبی‌ترین لیگ سال‌های اخیر دانست٬ لیگی که قرار است فضایی برای بازیکن‌سازی٬ پیشرفت بازیکنان و ایجاد رقابت میان آنها باشد٬ رفته رفته جایش را به بی‌انگیزگی در عرصه رقابتی سپرد و هیجان مخاطبین را تبدیل به یأس و ناامیدی نمود. به طوری که قهرمان لیگ برتر ۹۶ حتی ۲ ماه پیش از آغاز آن مشخص است و این مسئله سایر رقبا را دلسرد و از جذابیت لیگ می‌کاهد. مگر آن که اتفاقات کاملا غیرمنتظره‌ای بیفتد.

ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که اصولا دو مقوله باشگاه‌داری و تیم‌داری کاملا با یکدیگر تفاوت دارند. متأسفانه در ایران فقط مدت زمان کوتاهی تیم‌داری می‌شود و سپس از آنها تنها یک “اسم” باقی می‌ماند.
اما باشگاه‌داری نیاز به پشتوانه دارد٬ باید سیستم داشته باشد و حداقل برای ۱۰ سال در لیگ حضور فعال داشته باشد. در ایران شاید تنها ۲ یا ۳ باشگاه باشند که با برنامه پیش می‌روند و به معنای واقعی نام باشگاه را به یدک می‌کشند. اگر بخواهیم مقایسه‌ای در خصوص باشگاه‌داری (و نه تیم‌داری) در ایران و اروپا داشته باشیم این است که باشگاه‌هایی نظیر مودنا٬ دینامو مسکو٬ اسکرا بلهاتوف و … حداقل بالای ۵۰ سال قدمت دارند٬ آنها از راه فروش محصولات تیم مورد علاقه هواداران٬ فروش بلیط و حق پخش تلویزیونی کسب درآمد می‌کنند.

اما در ایران اسپانسری مانند “پارسه” بدون هیچ پیشینه و پشتوانه‌ای تصمیم به حضور در لیگ برتر می‌گیرد و حتی یک نیم فصل را هم دوام نمی‌آورد!! تنها دست‌آورد حضور آن در لیگ برتر٬ بازی کردن با آینده‌ی همین تیم زیر ۲۳ سال ایران بود! نه تنها منفعتی برای لیگ ما نداشت٬ بلکه یک عده جوان مستعد را در کوران مسابقات لیگ خانه‌نشین کرد!

با نگاهی کوتاه به دو جدول زیر به خوبی می‌توان تفاوت‌ها را مشاهده کرد :

سرمایه‌گذاری از سوی بانک‌ها و مؤسسات مالی نیز مورد عجیبی نیست٬ چرا که در ترکیه باشگاه‌های هالک بانک و زراعت بانک توسط بانک‌ها اداره می‌شود. علاوه بر این در ترکیه بانکی به نام “دنیز بانک” به جای حمایت از یک تیم ورزشی٬ کل مسابقات لیگ قهرمانان اروپا را تحت حمایت خود قرار می‌دهد و این مسابقات هر ساله با نام “جام دنیز بانک” برگزار می‌شود.
بانک سرمایه نیز اولین مؤسسه مالی نیست که در ایران تیم‌داری می‌کند. پیش از این بانک ملی٬ بانک تجارت٬ بانک کشاورزی و حتی مؤسسه ثامن‌الحجج نیز در لیگ برتر حضور داشتند. حتما علاقمندان به رشته والیبال تیم نوین کشاورز را که توسط بانک کشاورزی هدایت می‌شد به یاد دارند. این تیم پس از یارگیری و حمایت مالی٬ در فصل اول حضورش همه را شگفت‌زده کرد؛ اما پس از عدم نتیجه‌گیری در ۳ فصل منحل شد.
اما این‌بار داستان کمی متفاوت است٬ بانک سرمایه از تجربه‌ی گذشتگان استفاده کرد و با گامی محکم‌تر پا به عرصه گذاشت .
نه جوانگرایی کرد!! و نه آکادمی بنا نهاد!! بلکه صرفا تمام تمرکز خود را معطوف به تیم‌داری ساخت !!
بگذارید جمله قبل را بهتر بیان کنیم٬ در حقیقت این تیم تنها ” تیم ملی ” را اداره کرد٬ و صرفا در زمینه تبلیغات عملکرد بسیار موفقی داشت!!

در شرایطی که بسیاری از تیم‌ها در وضعیت نابسامانی به سر می‌برند٬ یا بسیاری از آنها دچار بی‌انگیزگی در تیم‌داری و جذب بازیکن شده‌اند٬ بانک سرمایه به سرعت شروع به جذب ملی‌پوشان کرد. تیمی که در فصل گذشته حداقل یک رقیب به نام پیکان در کنار خود می‌دید٬ اما در فصل پیش‌رو آنطور که از ظواهر امر برمی‌آید نمی‌توان رقیبی برای سرمایه‌داران متصور بود! چرا که باشگاه‌های ایران٬ علی‌الخصوص قهرمانان لیگ دسته یک با وضع موجود و هزینه‌های کلانی که وارد لیگ والیبال شده است٬ دیگر نه انگیزه‌ای برای تیم‌داری دارند و نه توانش را !
سرمایه‌گذاری‌ باید موجب پیشرفت لیگ شود٬ نه اینکه با بریز و بپاش‌های افراطی انگیزه و قدرت را از سایر اسپانسرها بگیرد؛ نه تنها کمکی به لیگ نکند٬ بلکه ریشه آن را بسوزاند.

شاید در نگاه اول گفته شود٬ حق قانونی هر باشگاهی است که یک تیم قوی ببندد. حتی باشگاه‌های قدرتمندی مانند زنیت کازان٬ ترنتینو٬ مودنا٬ لوبه٬ آسه‌کو رسوویا از بازیکنان ملی‌پوش و خارجی بهره می‌برند. در پاسخ به این سؤال بهتر است مقایسه‌ای نسبت به سطح کیفی لیگ‌های اروپایی و مسابقاتی که در آن شرکت می‌کنند٬ داشته باشیم. باشگاه‌های اروپایی در لیگی به نام “لیگ قهرمانان اروپا” شرکت می‌کنند که به جرأت می‌توان گفت از لحاظ کیفی به مراتب بالاتر از المپیک است٬ چرا که در آن بهترین بازیکنان جهان حضور دارند.

زنیت کازان – پروجیا

اما در ایران شرایط بسیار متفاوت است. مگر سرمربی تیم ملی چند مسابقه را می‌تواند از نزدیک ببیند؟ او ممکن است ده‌ها مسابقه را نبیند و تنها به تماشای مرحله پلی‌آف بپردازد٬ هر چند که گفته می‌شود فیلم بازی‌ها در اختیار سرمربی قرار می‌گیرد!
زمانی که موعد انتخاب بازیکنان تیم ملی فرا می‌رسد مطمئنا تنها بازیکنان مرحله پلی‌آف و فینال به چشم می‌آیند.
اما غافل از اینکه ترکیب بازیکنان تیم‌های برتر لیگ، اغلب جزو باتجربه‌ها و بازیکنان حرفه‌ای بوده‌ و در نتیجه بازیکنانی مانند موسوی با وجود شایستگی‌های منحصر به فرد خود هرگز در چالش جدی در لیگ روبرو نبوده‌اند. چرا که اغلب ملی‌پوشان در تیم‌های باشگاهی نیز هم‌تیمی یکدیگر هستند. در این میان نه بازیکن ملی محک جدی خورده است٬ نه بازیکن جوان‌تر دیده می‌شود.
بهتر است یک مقدار جزئی‌تر به این قضیه نگاه کنیم. بحث باشگاه‌داری و سرمایه‌گذاری کلان تنها یک بُعد از قضیه را شامل می‌شود٬ اما بخش اعظم آن مربوط به تفکر غیرحرفه‌ای خود بازیکنان است. بازیکنی که پیراهن ملی بر تن می‌کند و می‌تواند در تیم باشگاهی خود فرصت بیشتری برای ارئه توانایی‌های خود داشته باشد٬ حاضر می‌شود با مبلغی بالاتر ذخیره باشگاهی دیگر شود! اینگونه جایگاه ملی‌اش را هم از دست بدهد!

اما در این میان واکنش فدراسیون والیبال نسبت به این مسئله چیست؟

فدراسیونی که قرار است ناظر بر مسائل مربوط به والیبال باشد٬ این روزها همچون کودک یتیمی منتظر است که فردی از راه برسد و سرپرستی او را برعهده بگیرد! هر چند که رئیس سابق فدراسیون والیبال بصورت ضمنی سرپرستی آن را برعهده دارد٬ اما این روزها ایشان در پست وزارتخانه‌ای خود مشغول هستند و یک سر دارند و هزار سودا ! گویا اتفاقاتی که در والیبال میفتد چندان برای ایشان اولویت ندارد!
ایکاش فدراسیون و سازمان لیگ همانطور که سعی دارد نسبت به پرداخت حق ورودی باشگاه‌ها سخت‌گیری داشته باشد٬ نظارتی هم بر نحوه تیم‌داری باشگاه‌ها داشت تا در اینصورت هم لیگ جذابت‌تری داشته باشیم و هم نام ایران در فدراسیون جهانی با پرونده های شکایت همراه نباشد.

نظر بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد